برچسب:
نویسنده: دانیال سلطانی
یک مدتی شده که حالم خوب نیست و دارم خودم را میکشانم. یقهی خودم را گرفتهام و کشان کشان میبرمش سرکار، میبرمش مهمانی و میآورم. دلم میخواهد خودش راه برود و بدو بدو کند و بر گردن من نیفتاده باشد. اما افتاده است و چاره نیست. دلم میخواهد هر کاری کنم که خوب شود ولی مستاصل ماندهام. نمیدانم چه کنم ؟مغز بیچارهام تلاش میکند که کاری کند.اما او هم خسته شده انگار :)
برچسب:
نویسنده: دانیال سلطانی
برچسب:
نویسنده: دانیال سلطانی
در انتخابات کلمات دقت کنیم ، گاهی یک کلمه ی اشتباهی، نقطه ی پایان یک رابطه است :) و انسان به اين نتيجه ميرسد كه تنهایی، اصلا چیز غمگین کننده و ناشادمانی نبوده و نيست و نخواهد بود :) به همين سادگي :)
+ بي مخاطب :)
برچسب:
نویسنده: دانیال سلطانی
لازم است که قبل از رسیدن به شرایط بحرانی، خط مشی و جهان بینی ات را کاملا مشخص و شفاف بشناسی و الا باید دائم چشمت به دهان این و آن باشد و درگیر قضاوت های نسنجیده شوي :)
برچسب:
نویسنده: دانیال سلطانی
برچسب:
نویسنده: دانیال سلطانی
نميدانم چرا ؟ يعني ميدانم ولي ترجيح ميدهم رمز دار بنويسم براي اولين و آخرين بار :) چنانچه مايل به خواندن ادامه ي مطلب هستيد، رمز داده ميشود :)
+ به جهت پاسخگويي ، لطفا ادرس بگذاريد . كامنت بدون ادرس تاييد و پاسخ داده نميشود :)
برچسب:
نویسنده: دانیال سلطانی
يا اصول نقابت را خوب و محکم بچین که هیچ کسی پی به اصلت نبرد ، یا نقابت را بردار تا همه تکلیف خودشان را بدانند :)
برچسب:
نویسنده: دانیال سلطانی
برچسب:
نویسنده: دانیال سلطانی